zirsigari

شادوگرافی ِ یلدا

شادوگرافی ِ یلدا

مسافرم در این یلدا

با یک سیب و سایه شکسته بوی قبرستان

دیدگاه‌ها (۴)

عجب یلدایی ِ … پر ِ خاطره … پر ِ نوستالژیا … غم .

اردلان

چه قدر مثل یلدا دراز ه این پست ات…………….دراز

ali sheykhrobat

axe besiar zibai bod.ham khedmati.

کامشاد

در نهفته ترین باغ ها، دستم میوه چید.

و اینک، شاخه نزدیک! از سرانگشتم پروا مکن.

بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست، عطش آشنایی است.

درخشش میوه! درخشان تر.

وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید.

دورترین آب

ریزش خود را به راهم فشاند.

پنهان ترین سنگ

سایه اش را به پایم ریخت

و من، شاخه نزدیک!
از آب گذشتم، ازسایه بدر رفتم.

رفتم، غرورم را بر ستیغ عقاب-آشیان شکستم

واینک، در خمیدگی فروتنی، به پای تو مانده ام.

خم شو، شاخه نزدیک

Eve گاومیش آباد Circular Exploitation one silent amorous