روزهای جنبش دانشجویی… روزهای تعلیق … روزهای تبعید و تهدید به اخراج از دانشگاه… روزهای جنگ ستیز و جان دادن برای لقمه ای اصلاح و آبادانی گذشت و اکنون نیز فقط پس لرزه های ننگین آن روزها مانده.پس لرزه هایی که به آشکارا می گویند بروید از این سرزمین و آن را به حال خودش(دست ما) رها کنید.راهی که که به نظر می رسد جز این نیز برای هر مبارزی که در این سرزمین روزی مخالفتی آشکار کرده باشد, نمانده باشد.آخرین حرکت بی شرمانه ای که این روزها جنبش دانشجویی و هر مبارز دانشجویی را مورد هدف قرار داد اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه های دولتی و آزاد بود که مهر تقلب یا برگه مخدوش یا عدم شرکت در آزمون را بر پیشانی دانشجویان (ستاره دار) کوباند.این اتفاق زمانی واضح شد که پس از مراجعه برای دریافت کارنامه و مشاهده اینکه دسترسی به کارنامه وجود ندارد به مراکز آزمون مراجعه کردم و از آنجا نیز هیچ پاسخ روشنی دریافت ننمودم.در ابتدا گفتند که تقلب کرده ای و پس از آنکه پرسیدم تقلب چگونه امکان دارد وقتی هیچ صورتجلسه ای وجود ندارد چگونه این امکان پذیر است گفتند که در امتحان شرکت نکرده ای و با ارائه کپی کارت ورود به جلسه و برگه روی صندلی حضور خود در جلسه آزمون را تابت کردم پاسخ دادند که بررسی می کنیم و پی گیری های مکرر دیگر نیز بی پاسخ ماند.آنچه که امسال قابل توجه بود این بود که علاوه بر کنکور دانشگاه سراسری این ماجرا به آزمون دانشگاه آزاد نیز کشیده شد و تا کنون هیچ کس پاسخگوی این اتفاق نبوده و وا با اتهامات واهی سعی بر تفره رفتن و عدم ارائه پاسخ روشن دارند.این عمل که نقض آشکار حقوق بشر و همچین نقض عیان حقوق خود جمهوری اسلامی است بی شرمانه ترین عملی نیست که از سوی دولت جمهوری اسلامی و اللخصوص دولت آقای احمدی نژاد رخ داده ولی بی شک ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره نحیف جنبش دانشجوییست و سکوت جوامع حقوق بشر در مورد این عمل ننگین که به طبع در به خفقان بردن هرچه بیشتر جنبش کنونی دانشجویی که کم رمق و بی توان به مبارزه ادامه می دهد,بسیار موءثر خواهد بود.این درحالیست که اکثریت دانشجویان شریک در مبارزه این سالهای اخیر که فارغ التحصیل شده اند نیز به کررات در پذیرش سازمانهای دولتی رد شده اند و یا پس از مدتی از محل اشتغال خود اخراج شده اند.بی شک واضح است که حاکمیت قصد اخراج مبارزین را به شکلی غیر علنی از کشور دارد و اینکه حضور در مقاطع تحصیلی بالاتر و یا اشتغال در سازمانها برای فعالین سالهای اخیر غیر ممکن شده خود برهانی محکم بر این بیان است.اگر بدرستی بنگریم بیش از نیمی از دانشجویان و مبارزین و فعالین سیاسی سالهای اخیر به کشورهای دیگر کوچ کرده اند و این اتفاق بیشتر و بیشتر و به سکوت طبقه های مبارز درون کشور منجر شده است.مبارزه ای که در برون از مرزها نهایتا به چند مصاحبه و چند مفاله و .. ختم می شود و برای ملت بی جانی که بدبختانه به جای کوشش برای تغییر و اصلاحات و بهبود شرایط تنها به انتظار تهدید های خارجی در خانه نشسته است عملا پوچ و بی اثر است.اما در عین حال برای ما دانشجویان سابق جنبش دانشجویی و منتقدین حال حاظر حاکمیت زندگی در این شرایط بدون اجازه تحصیل در مقاطع بالاتر و حق آزاد اشتفال بر اساس صلاحیت علمی و عملی و نه حکومتی , امکان پذیر نیست چاره چیست؟آیا همچنان باید در انتظار نشست که آیا کسی بر می خیزد یا نه؟ و یا به اجبار تنها در فکر گریز از سرزمینی باشیم که تنها نامش وطنمان است و دیگر هیچ؟
رضا محسنی
عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی
دفتر تحکیم وحدت
لینک مطلب در:
http://www.ettelaat.net/08-september/news.asp?id=31589&=Student
http://www.peykeiran.com/iran_news_body.aspx?ID=53214
http://donbaleh.com/link/36301
http://www.iran-khabar.com/k474.htm









