zirsigari

شاعران دوایی

شاعران دوایی

ما خلق هپرهوت ِ جهان ِ نگرانیم

وز دوزخیان و دگران هیچ ندانیم

صد توبه شکستیم , ولی راه دو صد شد

ما نشئه تنبور انا الحق به زبانیم

*****

پنجره غروب بود

صدای فریاد مرده باد تکرار شان بر زانوان لرزان و خسته ام خاک گرفته بود

و چه ابلهانه در حسرت روزهای گذشته کودکی حل شده بودم

مرا در کوچه های تاریک ودلگشای افیون و نشئگی

به جرم رد شدن از تابلوی ایست برای نسیم محکوم کردند.

من نسیم بودم؟

(ر.م)

حسين محسني ...  اهواز شهر بی نفس اهواز شهر بی نفس  برقص Dream