zirsigari

ماه قدر

ماه قدر

ماه قدر در خود می شکند

و صدای فریاد تو

هر چه چاه در دنیاست

می خشکاند …

من به کجا سر فرو برم و

به کجا فغان برکشم؟…

این سیاه روزگار ِ سیاه خَلق

امان نمی دهد…

هیچ زمانی به تاریخ اعتقادی نداشتم و ندارم.نمی دانم علی نامی اصلا بوده یا نه…؟ اما ایمان دارم چاه های زیادی پناه ِ گریه و آه و دلخستگی ِ چون علی ها ,بیشمار بوده و هست و خواهد بود.جهل , آن است که پایانی ندارد…

ای ماه تو در آنسوی این پرده راز

یک آه به دنیای خرابم دادی…

هرگز نبوده ... میلاد تَگری Swampy Football پرستوهای کجنگی Fragile silence bliss