zirsigari

ماه قدر

ماه قدر

ماه قدر در خود می شکند

و صدای فریاد تو

هر چه چاه در دنیاست

می خشکاند …

من به کجا سر فرو برم و

به کجا فغان برکشم؟…

این سیاه روزگار ِ سیاه خَلق

امان نمی دهد…

هیچ زمانی به تاریخ اعتقادی نداشتم و ندارم.نمی دانم علی نامی اصلا بوده یا نه…؟ اما ایمان دارم چاه های زیادی پناه ِ گریه و آه و دلخستگی ِ چون علی ها ,بیشمار بوده و هست و خواهد بود.جهل , آن است که پایانی ندارد…

ای ماه تو در آنسوی این پرده راز

یک آه به دنیای خرابم دادی…

حسين محسني ...  اهواز شهر بی نفس اهواز شهر بی نفس  برقص Dream