zirsigari

بچه های ایران ۲

بچه های ایران 2

چشمت شیار باریک
یک انتظار تاریک
در قصه های بی ربط
زلفی که نیست نزدیک

بر فرق من تبر زن
امشب که ماه دنیاست
اثنی عشر ستاره
پروازِ شب مهیاست

در رختخواب غوغاست
غوغا نه مرد دعواست
در شهر نعشه بازان
کیلو گرم ، چه زیباست

یک لنز انتقادی
با یک مداد آبی
در انتهای زندان
یک مرد انقلابی

آخوند اقتصادی
با جلدهای بادی
“دیدید” خاطرم هست
“به به” چه جنس نابی

در صفر، انتظاری
از یک سوارکاری
می آید این ورایی
تا بشکند ردایی

در امتداد این صفر
ما نیز مرکزانیم
الحق که حق همین بود
رایی که ما ندانیم

در استحاله عشق
ما دربدرتر از جنگ
استارت ِ جرم آدم
در انزوای بیگ بنگ

مادر، سرنگ ،الکل
بالای شهر، یک گل
خوابیده چون خدایی
کز ما سروده سمبل

سمبل که نیست یک گل
خوابست خواب منگل
زیر پتو جهانیست
شربت… ترا.. تسلسل…

آمد از این طرفها
چسب ِ نچسب دنیا
آهای، تخم ِ سگ ها
شوریده قمریِ ِ ما

خوابیده در شب ِ ما
مالانده امت ِ ما
دادست با دعایی
ترتیب عصمت ِ ما

الکل سفید و خنده
یک نخ حشیش و بنده
کاندوم های ِ جهنده
ممهور ِ مهر زنده

عالی جناب، مردم
گفتی نمیر، خوردم
گفتی که روزه باید
در خود، سرش فشردم

قداره بر لبانم
استغفرات ِ نالان
وحدت درون ِ زندان
دستم، دو چشم ِ گریان

با اختراع چی توز
بنزین و نفت مردند
حق مسلمی را
در تحت ما فشردند

ما مردمان قسطی
از یک ن‍ژاد تستی
با سواد بیکارn
در انتظار ژستی

دیم دام دارام ز بنیاد
با ما نساخت ای داد
از آسیای ماضی
یک نخ خدا به ما داد

بی کربنات خالص
با عده ای عوارض
در حلق ما دویدند
تا بشکنیم بارز

منشی شبی سه هفتا
از جنس سبز دنیا
با صوت مایکلیته
خواندند شعر عقبا

وافور و بسط بسیار
بر ما نوشته اسرار
اسرار لم ترانی
از انتهای دربار

عمه کلاه بردار
مادر خطا نگه دار
خواهر دریده دستار
از من در آر، کفتار
از من در آر، کفتار
از من در آر، کفتار

ر.م

حسين محسني ...  اهواز شهر بی نفس اهواز شهر بی نفس  برقص Dream